الشيخ رسول جعفريان
509
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
خويش به اعتبار آن كه دستور الهى است اصرار نكرده و بعيد مىنمايد كه اگر چنين بود ، آن را ابراز نمىكرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، شب جمعه خوابى ديد كه گويى در زرهاى مستحكم قرار دارد ، شمشيرش از قبضه شكسته ، گاوى ذبح شده و قوچى را از پى خود مىكشد . گفته شده است كه زره محكم به مدينه تعبير شده است و گفتهاند كه اين خواب سبب شد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عقيده به ماندن در شهر پيدا كند . « 1 » با اين حال اصحاب كه اصرار بر بيرون رفتن داشتند مىگفتند كه خود تأويل گاو ذبح شده بوده و مىدانند كه به شهادت مىرسند و بر همين اساس اصرار بر رفتن داشتند . به هر روى مىتوان گفت كه اگر حكم ماندن در شهر ، يك حكم الهى بود ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر آن پايدارى مىكرد و حداقل پس از آن كه رؤساى انصار از اصرار بىمورد خود برگشتند ، آن حضرت در شهر مىماند . چنين مىنمايد كه عقيدهء شخصى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر ماندن در شهر بود . اما وقتى رأى اكثريت مردم را در خروج از شهر ديد نخواست با آنان مخالفت كند . پس از آن كه انصار متوجّه اشتباه خود شدند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اكنون كه زره خويش را پوشيده ، بيرون آوردن آن مناسب نيست . دليل اين امر آن بوده كه به هر روى تصميم گيرى در اين امور نمىتواند در جوّ دودلى و ترديد باشد و هر لحظه آن را عوض كرد . پيامبر در مسألهء جنگ ، خواست مردم را در نظر مىگرفت ، زيرا تحمل صدمات جنگ چندان آسان نبود و اگر مردم خود بر كارى موافق و بر آن مصرّ بودند ، هر گونه پيامدى را ناشى از تصميم خود مىديدند ، به علاوه اعتناى به آنان در چنين امر مهمى ، آنان را در جنگيدن ، دلگرم مىكرد . « 2 »
--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 38 ( 2 ) . اين بماند كه جنگ احد مصداق بىتوجهى اصحاب به امر رسول خداست ؛ در واقع هم در اينجا و هم پس از آن در طى جنگ ، نافرمانى اصحاب ، سبب اين مصايب شد . درست است كه اصحاب خود را مكلف به اطاعت مىديدند اما كما بيش مخالفتها نيز مطرح بود . از اين امر كه از سپاه هزار نفرى اسلام ، سيصد نفر بازگردند نمىتوان ساده گذشت . اين سيصد تن مسلمان منافق يودند - ولو به معناى ضعيف الايمان - كه در همين مدينه زندگى مىكردند . در عين حال و البته كعب بن مالك در برابر دشمن افتخار مىكند كه مسلمانان پيامبرى دارند كه در هر حال از وى اطاعت مىكنند ؛ او در شعرى كه دربارهء همين غزوه احد سروده مىگويد ( السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 133 ) : و فينا رسول الله نَتْبع أمره * اذا قال فينا القول لا نتطلع تَدَلّى عليه الروح من عند ربه * يُنَزَّل من جوّالسماء و يرفع نشاوره فيما نريد و قصرنا * اذا ما اشتهى أنا نطيع و نسمع در ميان ما رسول خداست كه هر گاه چيزى مىگويد اجلالًا از وى پيروى مىكنيم . كسى كه روح از سوى پروردگارش ، از فراز آسمان ، نزول و صعود دارد . ما در آنچه اراده كنيم با او مشورت مىكنيم و در نهايت ، در آنچه او اراده كند ما از او پيروى مىكنيم